خاطرم ميآيد زماني كه به منظور گرفتن ايده و مشاوره، براي انتخاب موضوع پاياننامه و حوزهي تحقيق، نزد يكي از استادان "بعدازاين" و البته خوب، صبور و باسواد دانشگاهامان رفته بودم، او كه گويا به تجربه به خودش ثابت شده بود، صراحتا و بهطور كاملا شفاف گفت: "خودتان را خسته نكنيد و يك موضوع بيدردسر و راحت براي خودتان انتخاب كنيد! حقيقتا پاياننامهي ارشد ارزش وقت گذاشتن زياد را ندارد و بايد ظرف سه يا چهارماه جمعش كرد!" و من بودم كه متعجب و با چشمان از حدقه درآمده نگاهش ميكردم. گويا بايد اين موضوع به خودم هم ثابت ميشد!... ولي خوب! الان هم اگر كسي براي مشورت پيش من بيايد، شايد من هم دقيقا همينها را بگويم.
پاياننامه عصارهي آنچيزي است كه دانشجو طي دو سال، از دانشگاه و البته استادان خود فراگرفته؛ و به همين دليل از آنجا كه نشاندهندهي عملكرد استاد و دانشجو است، بايد از اهميت و ارزش علمي بالايي برخوردار باشد... ولي متاسفانه عكس آن را شاهد هستيم. نگاهي گذرا به شيوهي تصويب عناوين پاياننامهها، راهنماييها و مشاورههاي استادان محترم (البته نه همهي آنها)، وقت و دقت صرف شده براي بررسي و مطالعهي پاياننامهها از سوي استادان حتي استادان داور! و در نهايت چگونگي نمره دادن- كه اين يكي البته براي خودش جوكي است واقعا- و... همگي اين تصور را شكل ميدهد كه گويا گاهي اوقات، تنها اين جنبهي مالي و انتفاعي قضيه است كه مدنظر بوده و البته افزايش تعداد پاياننامههاي راهنمايي شده (كه صدرحمت به اين مورد). چرا كه ميبينيم برخي از استادها، راهنمايي هر پاياننامهاي را با هر موضوعي برعهده ميگيرند، حتي اگر در آن زمينه تخصص و اطلاعات لازم را نداشته باشند. و همين ميشود كه شاهد افزايش روزافزون پاياننامههاي كپي شده و تكراري هستيم.
اين مقالهي منصفانه، صريح و كوبندهي! خانوم دكتر شيرين احمدنياي عزيز، من را ياد اين خاطرات انداخت. كه خواندنش را قويا به شما توصيه ميكند...
پينوشت: من عاشق اين انصاف، آزادگي و شجاعت خانوم دكتر احمدنيا هستم. ![]()