تبليغاتX
لابيرنت

*شب گذشته در اخبار شبانگاهي شبكه‌ي سه، خبري خوانده شد مبني بر امكان استفاده از سلول‌هاي بنيادين، جهت ترميم بافت‌هاي پوستي صدمه ديده (مثلا در اثر آتش‌سوزي).  ضميمه‌ي اين خبر عكسي بود از چهره‌ي سوخته شده‌ و دِفرمه شده‌ي دختربچه‌ي حادثه ديده - در آتش سوزي دو سال پيش دبستاني در درودزن فارس-كه تصويري قاب شده  از چهره‌ي سالم و زيباي خود را در آغوش گرفته  بود.

** در گزارشي كه در شب‌هاي قدر پخش مي‌شد، خبرنگاري كه براي تهيه گزارش به بيمارستاني رفته بود، به مادري كه فرزند خردسال‌اش در بيمارستان بستري بود و از فرط  ناراحتي و بغض اصلا نمي‌توانست صحبت كند و اشك از چشمانش مي‌جوشيد، چيزي به اين مضمون مي‌گويد كه: "... الان هم شاهد بوديم كه دارويي به فرزندتان تزريق شد و ظاهرا فرزند شما هم درد بسيار زيادي را تحمل كرد!... " بعد هم از بينندگان خواست كه در اين شب‌ها بيماران را فراموش نكنند و بدين ترتيب التماس دعا داشت.

*** به خاطر دارم  پس از وقوع زلزله‌ي فاجعه‌آميز بم، گزارش‌گري از يكي از مصدومين زلزله كه در بيمارستان بستري بود و خانه‌‌اش ويران شده و اعضاي خانواده‌ي خود را از دست داده بود، پرسيد: "الان شما چه احساسي داريد؟"!!!

به‌نظر مي‌رسد درتهيه‌ي خبر و گزارش، به ويژه از نوع مردمي‌اش، بيش از هر چيزبايد به كرامت انساني و حرمت افراد  توجه شود كه در مواردي از اين دست كم‌تر به چشم مي‌خورد. صرف تلاش براي برانگيختن احساسات و تأثيرگذاري، آن‌هم از نوع سطحي و ساده‌انگارانه‌اش، نه تنها نتيجه‌بخش نخواهد بود، بلكه در بسياري موارد تأثيري عكس خواهد داشت... البته تا زماني كه برخي (و صدالبته نه همه) به هوش، شعور و شأن مخاطبان خود، حداقل به اندازه‌ي ادعاي خود اطمينان نداشته باشند، وضع همين است.

+ نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 0:36 توسط منصوره حاجي قرباني |