تبليغاتX
لابيرنت

1- بزرگي چيزي به اين مضمون گفته كه: در ارتباط با ديگران با نهايت محبت و علاقه‌ي خود برخورد نكنيد، چرا كه اگر روزی آن‌ شخص، رفتاري عادي از شما ببيند، بدون شك شما را يكي از دشمنان خود فرض خواهد كرد! صحت اين جمله به تجربه بارها به من ثابت شده است...  از سویی، من‌هم به آن اصل روانشناسی اعتقاد دارم که زمانی که اتفاقات مشابه برای شخص رخ می دهد نشان‌دهنده یک الگوی رفتاری تکراری در خود فرد است... آخرمشکل این‌جا است که من هيچ‌وقت ياد نگرفتم كه چطور با چرتكه كار كنم... شايد بايد ياد گرفت!           

 

2- به نظر من، وقتي خواندن يك كتاب معمولي، بيشتر از دو يا سه هفته طول مي‌كشد و (بدتر از آن) وقتي كه  يك كتاب چهارصد صفحه‌اي در دو روز خوانده مي‌شود، هر دومورد نشان‌دهنده‌ي اين است كه فرد يك كتاب‌خوان حرفه‌اي نيست. (قابل توجه خودم!)

 

3- چند روز پيش در شبكه‌ي پنج ترانه‌ي  "نغمه‌گر عشق" پخش مي‌شد... هم‌زمان با صداي خواننده، زيرنويس ابيات هم برروي صفحه‌ي تلويزيون نقش مي‌بست كه خوش‌بختانه برخلاف موارد مشابه قبلي، از اشتباه‌هاي فاحش نوشتاري هم خبري نبود... منتها چيزي كه توجه مرا به خود جلب كرد اين بود كه تمام ابياتي كه دربرگيرنده‌ي  واژه‌هايي چون: "جام" و "شورمستي" و "ساغر" و "مي و خمخانه" بود،  نوشته نمي‌شد!... من هم كه خوش خنده! 

 (در ادامه‌ي مطلب مي‌توانيد شعر "نغمه‌گر عشق" را بخوانيد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 22:2 توسط منصوره حاجي قرباني |

   با وجود اين‌كه هيچ‌وقت به‌صورت حرفه‌اي به رشته‌ي ورشي‌اي نپرداخته‌ام و حتي يك تماشاگر ورزشي حرفه‌اي هم نيستم  ولي براي من المپيك، به عنوان مهم‌ترين و زيباترين رويداد ورزشي  هميشه جذاب و دوست‌داشتني است. براي من جالب است كه افراد از هر قوم و نژادي، فارغ از مرزهاي جغرافيايي و پيشينه‌ي تاريخي گرد هم جمع شده و با يكديگر به رقابت مي‌پردازند و عجيب اين كه اين رقابت بيشتر به رفاقت شبيه است...  از اين رو به نظر مي‌رسد هدف مسابقات المپيك، چيزي نيست جز تاكيد بر ارزش‌هاي انساني و برقراري صلح و دوستي در بين كشورها. و قطعا هدف اوليه‌ي المپيك رفع تبعض و نژادپرستي است... گفته مي‌شود كه ايده‌ي المپيك(البته نه باستاني‌اش) زماني شكل گرفت كه در امريكا و اروپا، سياهپوستان از كم‌ترين حقوق اجتماعي محروم بودند و افراد بسياري تنها به دليل رنگ پوست ونژاد به دار آويخته مي‌شدند. آن‌ها حتي حق تماشاي مسابقات را هم نداشتند... ولي به‌هرحال، در طول زمان تلاش‌هاي زيادي براي رفع تبعض نژادي صورت گرفت...

   خاطرم هست، سال‌ها پيش در المپيك آتلانتا نمود برجسته‌ي آن را شاهد بوديم... زماني‌كه مشعل در بين ورزشكاران مطرح دست به دست مي‌گشت و طبق معمول همه منتظر بودند كه ببينند، نهايتا چه كسي افتخار روشن كردن مشعل المپيك را خواهد داشت... كه ناگهان مشعل به پيرمرد سياه‌پوستي سپرده شد كه برروي صندلي چرخ‌دار نشسته و به دليل داشتن پاركينسون تمام بدنش مي‌لرزيد... (كاسيوس)محمدعلي كلي، بوكسور مسلمان امريكايي، كه به‌شدت از سوي تماشاچيان تشويق مي‌شد، به زحمت از روي ويلچر بلند شد، و چندين بار درحالي كه بدنش به شدت تكان مي‌خورد، مشعل را به سمت تماشاگران و بالاي سر نگاه داشت و به سختي مشعل را روشن كرد...  اين درحالي بود كه به فاصله‌ي كوتاهي پيش از المپيك، وي به عنوان يك ورزشكار مسلمان به ايران (علي‌رغم روابط تيره با كشورش)  سفر كرده و از سوي مردم و مسؤولان ايراني هم مورد استقبال قرار گرفته بود...  به اميد اين كه ورزش هميشه عاملي براي نزديكي و دوستي انسان‌ها و تقويت كننده روابط انساني بوده و هيچ‌‌گاه در سيطره‌ي روابط سياسي قرار نگيرد...  آرزوي محال كه محال نيست.

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 1:12 توسط منصوره حاجي قرباني |

   يادم مي‌آيد در دي‌ماه سال 83 زماني كه بخش خبري 20:30 (اگر بتوان آن را خبري ناميد!)  تازه شروع به‌كار كرده بود، همه اميدوار بودند كه شاهد يك بخش خبري مردمي خواهند بود كه نسق مسؤولان را خواهد كشيد و آن‌ها را وادار به پاسخ‌گويي كرده و بدون هيچ اغماضي عملكردشان را مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد. ظاهرا اوايل كار همين‌طور بود... گويندگان و خبرنگاراني كه با اعتماد به‌نفس وصف ناشدني، گريبان وزرا و مسؤولان وقت را رها نمي‌كردند، تا زماني كه پاسخ ‌اشان را بگيرند و چه خوب بود كه چنين بود. چرا كه اگر مسؤولان باور دارند كه منتخب مردم‌اند، بايد خود را موظف به پاسخ‌گويي خبرنگاران بدانند. ولي پس از آن مدت زمان كوتاه طلايي، هم‌اكنون شاهد يك بيست وسي غبار گرفته‌ي خواب‌آلود هستيم. ديگر از آن ويژه‌هاي جنجالي و مصاحبه‌هاي كوتاه‌ِ زنده با مسؤولان  و... خبري نيست. به‌نظر مي‌رسد دیگر خودِ 20:30ايها هم از اين همه بخش‌نامه‌هاي محدود كننده خسته شده باشند و دل‌اشان براي همان موقع‌ها! تنگ مي‌شود.

+ نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 21:59 توسط منصوره حاجي قرباني |